![]() |
![]() |
|
| برای آزادی،هر زندانی رهایی،هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است. |
jkmvسر سبزترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو باد گویند لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزاران بار تقدیم تو باد سال نو با یه عالمه اتفاقات نو و غیر قابل پیش بینی داره خیلی زود می یاد سالی پر از آرامش و لبریز از عشق برای همه خواستاریم. سالی خالی از ناراحتی و ناملایمات روزگار و سختی. سالی پر از داشته ها حتی یک لقمه نان برای کسی که چشمهایش به در دوخته شده... خلاصه سالی مملو از هر آنچه که دوست داریم داشته باشیم. بهار نو مبارک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:40 توسط مهدخت |
|
|
این چند روز به قدری کسل و ناراحت بودم که حوصله ی خودم هم نداشتم دیگه چه برسه بقیه!!!
امشب با تمام خستگی ها و ناراحتی هام یه مبارزه با خودم رو شروع کردم که می خوام ببینم چقدر ادامه می دم به خاطر همین هم دارم ثبتش می کنم که مجبور باشم تا پایان چیزی که منتظرش همستم ادامه بدمش... اما خوب دیدن خیلی از چیزها چند لحظه پیش هم باعث خوشحالی بیشترم شد. تازه از اینها بهتر حضور دو تا دوست خوب هست که با اینکه تا به حال ندیدمشون اما همش باهام در تماس هستن و شارژم می کنن... دو تا خواهر بزرگتر از خودم که با یکیشون نزدیک دو ساله هستم و با یکی دیگه نزدیک به 3 ماه...خلاصه توی همه ی نا امنی های بیرون از خوونه و نگرانی های اجتماعی و ناراحتی های خبری باید بگم که دارم خنده درمانی می کنم . شاید اینجوری زمان هم زودتر بگذره و ما هم به مرادمون برسیم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 2:39 توسط مهدخت |
|
|
ترس از ما جدا نمی شود
ما ترس را به خانه می بریم بعضی ها بعد از مرگشان قهرمان می شوند آنانکه درد را کاشتند افسوس بر جای نهادند تو هیچگاه بی بهانه گریسته ای؟ در خیابانها آدمها با نفرت راه می روند ترس توی صدای ما راه می رود گاهی روی سر انگشتان ما و گاهی پشت پلکهامان، می غلتد من چشمهایی را دیدم روی پیشانی از حدقه آن شرارت مرگ می جوشید ترس از ما جدا نمی شود ترس از ما جدا نمی شود ما ترس را به خانه می بریم... مهناز آذرنیا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 2:9 توسط مهدخت |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 3:15 توسط مهدخت |
|
|
نمی دونم این چند وقته اینقدر اتفاقهای جور وا جور افتاده که همگی بتونه حسابی ناراحتم کنن و روزی یه بار
واسه خودم دلم بسوزه.آخه دیگه گندش رو در اوردن با این همه گیر دادن به آدمها می خوان چی رو ثابت کنن؟می خوان بگن ما قدرت داریم؟ما زورگوییم؟ والله بدون این ها هم ما می دونیم که شما زور گویید و قدرت طلب...هر روز یه بهانه یه طرح جدید که نوید یه بدبختی رو برای ما به ارمغان می آره. داره حالم از این جمله به هم می خوره خانوم روسری ات رو بکش جلو...!!! خدا رو شکر هر چی از دین ندونم یه جمله خوب می دونم که لا اکراه فی الدین ... بابا خسته شدم . از هر چی رنگ سبز داره حالم بهم می خوره.حتی نمیدونم کسانی که می گن خانوم روسریت چه هویتی دارن ؟ وقعاً دارن؟؟ دیروز هم که با خووندن مطلب زهره درباره ی زنان حالم بهم خورد . تقصیر از خود ماست . عامل بدبختی من هستم که زن آفریده شدم. دلم می خواد بدونم اینایی که نشستن و واسه من تصمیم می گیرن مست هستن یا نه که اگر اهل باده نیستن سخت در اشتباه هستن عامل بد در تصمیم گیریهای ایشان همین وجود عقل (؟) است که مانع تصمیم گیری های درست می شه دیگه... خلاصه آقا جون خسته شدم از این زندگی و این همه نکبت که دارم توش دست و پا می زنم هی بیشتر فرو می رم. پ.ن:مثل اینکه حرفام خیلی تکراری بود اما کاش من بودی و می دونستی که من کجای این دنیا هستم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 اسفند1386ساعت 2:38 توسط مهدخت |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 21:29 توسط مهدخت |
|
|
بانوی تقدیر! شولای در به دری ات کجاست؟ کدام تن تو را به انتظار است؟ در نهان آرمیده ای! در بستر زورقی بی سرنشین در هیاهوی زمان با نام بی روشنای انسان کوچ می کنی و از بلندای نیلگون رقم می زنی خطوط دلواپسی ها را معرفت نسیم ، می ماند کنار باغچه یاسها. مهناز آذرنیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 21:11 توسط مهدخت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه علامه هستم. یه انسان با ایده های مخصوص خودش برای زندگی... عاشق ِ عشقم و آرزومند آرامش... پر از شور ِ جوانی...
نمی دونم زندگی رو تا چه حد دوست دارم اما می دونم زندگی رو با همه ی دوستان خوبم دوست دارم. و در آخر اینکه اگر عشق همراهمان باشد در برابر همه چیز تاب خواهیم آورد...پس این عشق تقدیم به همه ی شما... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|