تبليغاتX
دلواپسی های من
برای آزادی،هر زندانی رهایی،هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است.
دنیای سختیه ...شایدم هم من این جوری فکر میکنم .هر چی که هست خیلی جالبه .

بعضی اوقات فکر میکنم اگه یکی که دوستش دارم من رو 5 دقیقه معطل کنه باهاش چه جوری برخورد

کنم اما حالابه خاطر دیدن یه دوست دارم 4 ساعت نشستن توی اتوبوس و تکونهای تهوع آورش رو

تحمل می کنم فقط دیدن یه دوست...!!!

فکر میکنم این رسم زندگیه ما شده که تحمل کنیم به خاطر اون چیزی که می خوایم اما نمی دونیم به

 دستش میاریم یا نه...!!!

انتظار کشیدن دیگه تقریباً داره با زندگی من آمیخته می شه مثلاً 3 روز بدون هیچ هدفی توی اطاق 12

متری به نام خوابگاه بمونی بلکه زودتر شنبه بشه و تو از این سر در گمی و بی کاری نجات پیدا کنی

... خیلی جالبه...

هنوز باز جای شکر داره که می تونی توی این 12 متر جا از تخت خودت بری روی تخت دوستت تا زخم

بستر نگیری...

نمی تونم باور کنم که این من هستم یا دارم سعی می کنم که اینجوری باشم . به این راحتی تحمل

کنم.شاید نتونم یه ساعت زیر آفتاب منتظر بودن رو تحمل کنم اما حالا دارم به سمت یه عشق میروم

با سرعت 110 کیلومتر...!!!

پ.ن: وقتی داشتم برمی گشتم خوونه خیلی راه برام طولانی اومد.به همین خاطر همه ی افکار بهم ریخته ی

ذهنم رو نوشتم و حالا هم به اینجا انتقال دادم.

پ.ن1: هنوزم نمی دونم دنیا چقدر سخته؟؟!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 1:16  توسط مهدخت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه علامه هستم. یه انسان با ایده های مخصوص خودش برای زندگی... عاشق ِ عشقم و آرزومند آرامش... پر از شور ِ جوانی...
نمی دونم زندگی رو تا چه حد دوست دارم اما می دونم زندگی رو با همه ی دوستان خوبم دوست دارم.
و در آخر اینکه اگر عشق همراهمان باشد در برابر همه چیز تاب خواهیم آورد...پس این عشق تقدیم به همه ی شما...

نوشته های پیشین
خرداد 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
تو را دوست می دارم
تشنج دانشجویی تغییر می کند
اینجا تنی به فروش می رسد...
جای خالی
شعر عاشقانه
خداحافظ تابستان
نگاه تو
روح بزرگ شیطان...!!!
سفربه ناکجا آباد...
زن در کشاکش سنت و تجدد
قبرهای بی نشان
چه خبر؟
مرگ در همین لحظه
خانمها با کارفرما مهربون باشید...!!
عشق و آزادی تبعید شدن...
ستاره ی من
کودکان خیابان
آمدن تو...
ویرانه وطن
یک تب
سر دردهای من
هرگز مگر هرگز
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
جمعه که خون می چکد
پیوندها
از زندگی(دکتر احمدنیا)
ایران ب ب ب
رویش
یاغی(زهره)
رنگ فریاد
قلندر نامه(سلیمان محمدی)
نگاشت(عسل)
ثلث اول (مهدی جلیلی)
نگاه فرداها(علی عسگری)
شب سیاه (نرگس و امیر)
ساعت صفر
حرفهایی روی دیوار(ریحانه)
کمیته دفاع از حق تحصیل(دانشجویان علامه)
نگر خواهی(مجید)
تولدی دوباره(مژگان)
مه(همایون)
رویای توپچی(امیر یعقوبعلی)
کاش فریاد نگاهم را می شنیدی
برنیامد از تمنای لبت کامم(شایان ربیعی)
من ؛ تو ؛ ما(سعید)
علامه بلاگ
جهان دیگری هم ممکن است(شیما)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM