![]() |
![]() |
|
| برای آزادی،هر زندانی رهایی،هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است. |
|
امروز با اینکه سرما خوردم حداقل خوشحالم. هفتۀ پیش که آمدم خوونه نفهمیدم چه جوری گذشت، همش به
خووندن این تاریخ هخامنشیان گذشت و سمینارم هم خوب شد. حالا هم اومدم خوونه به تلافی هفتۀ پیش که خوونه نشین شده بودم برم و بگردم. امروز یه روزیه که می توونم بگم از زندگی راضیم . فعلاً غصه ای نیست که بخواد من رو از پا در بیاره دارم افکارم رو طبقه بندی می کنم و فکر می کنم که از زندگی چی می خوام. خواسته های دست نیافتنی رو دارم کنار می ذارم و با دید جدیدی به زندگی نگاه می کنم. وقتی تهران هستم هم دیگه خیلی افکار مزاحم رو توی ذهنم راه نمی دم و خودم رو با نوشتن سرگرم می کنم. وای امروز عالیه ... نفس می کشم هر چند که به خاطر سرما خوردگی با دهان اما چون همه هستن روز خوبیه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 14:51 توسط مهدخت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه علامه هستم. یه انسان با ایده های مخصوص خودش برای زندگی... عاشق ِ عشقم و آرزومند آرامش... پر از شور ِ جوانی...
نمی دونم زندگی رو تا چه حد دوست دارم اما می دونم زندگی رو با همه ی دوستان خوبم دوست دارم. و در آخر اینکه اگر عشق همراهمان باشد در برابر همه چیز تاب خواهیم آورد...پس این عشق تقدیم به همه ی شما... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|