کاش میشد کمی دلمان را بتکانیم آن را تمیز کنیم و زخم های آن را بخیه بزنیم از آن بخیه هایی که دیگر جایش نمی‌ماند..

دلمان که می‌گیرد انگار تمام غم هایمان برایمان تازه می‌شود قلبمان تهی می‌شود.. انگار یک چیزی درونمان خالی می‌شود تمام دنیا بی‌معنا می‌شود..

زخمهای قلب را هر چقدر سعی در فراموشی داریم انگار بیشتر فرو می‌رود..